تبليغاتX
در محضر عشق
در محضر عشق و عاشق دل شکسته


به نام آنكه  بر وجود انسان دمید

و به نام آنكه دل را آفرید

تا پدیده ای چون عشق را معلول آن كند

پس به نام پروردگار عشق

به نام پروردگار هستی

سلام به همه ی دوستان عزیز









+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/27ساعت 1:19 قبل از ظهر  توسط عاشق  | 


عشق عشق یعنی خلوت و راز و نیاز
عشق یعنی محبت و سوز و گداز
عشق یعنی سوز بی ماوای ساز
عشق یعنی نغمه ای از روی ناز
عشق یعنی کوی ایمان و امید
عشق یعنی یک بغل یاس سپید
عشق یعنی یک ترنم از یه یار
عشق یعنی سبزی باغ و بهار
عشق یعنی لحظه دیدار یار
عشق یعنی انتهای انتظار
عشق یعنی وعده بوس و کنار
عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار
عشق یعنی حس نرم اطلسی
عشق یعنی با خدا در بی کسی
عشق یعنی همکلام بی صدا
عشق یعنی بی نهایت تا خدا
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در اویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی بنده فرمان شدن
عشق یعنی تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست
عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی یک تیمم یک نماز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه
عشق یعنی یک تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی پیش محبوبت بمیر
عشق یعنی از رضایش عمر گیر
عشق یعنی زندگی را بندگی
عشق یعنی بندگ آزادگی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/27ساعت 1:18 قبل از ظهر  توسط عاشق  | 


تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو که این یخ کرده را از بی کسی ها می کنم هرشب تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب

عمیقترین درد چیه؟؟

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/27ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط عاشق  | 


رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمی توان سرود.با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند و ..... ومن همچون غربت زدای در آغوش بیکران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و

______*#######*
____*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______###############################
_______#############################
________=##########################
__________########################
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________=#######*
_________________######
__________________####
__________________###

میمانم تا ابد و تا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید بانوی دریایی من

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/27ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط عاشق  | 


بدترین درد این نیست كه  عشقت بمیره


بدترین درد این نیست كه  به اونی كه دوستش داری نرسی


بدترین درد این نیست كه  عشقت بهت نارو بزنه

 

بدترین درد اینه كه  عاشق یكی باشی و اون ندونه....

وبدتر از اون عاشق کسی باشی اون تو رو نخواد

نوشته شده توسط :نیما
پنجشنبه 7 مرداد 1389-12:35 ب.ظ

من به2 چیز عشق می ورزم:

 1 تو و دیگری وجود تو.

 به دو چیز اعتقاد دارم:1 خدا ودیگری تو.

 من در این دنیا 2 چیز می خواهم:1 تو ودیگری خوشبختی تو.

 من این دنیا را برای 2 چیز می خواهم: 1 تو و دیگری برای با تو موندن.

 دوست دارم وقتی دلم برات تنگ میشه پشت ابرا برات گریه کنم

پس هر وقت بارون اومد بدون که دلم برات تنگ شده



نوشته شده توسط :نیما
پنجشنبه 7 مرداد 1389-12:35 ب.ظ

توی خیالم هم درست نمی دیدمت..

 

 

دیشب شب بدی بود...خیلی بد...

 

 

واسه بار آخر همه خاطراتتو مرور كردم...

 

 

 مثل یه فیلم... خیلی سریع...

 

 

 بعضی جاهاش هم stop می كردم و به چشمات خیره می شدم...

 

 

( آخ كه چه قدر دلم هوای چشمات كرده )

 

 

اما بالاخره تموم شد...

 

 

وقتی خوب به همشون فكر كردم....

 

 

 یه تصمیم جدید گرفتم...

 

 

یه قلم... یه كاغذ...

 

یه جفت چشم بارونی...


 

 و یه پنجره بارون خورده...


 

نوشتم... نوشتم... از تو ... 

 

 از یادت... از دوست دارم ها... از چشمات... 

 

 از دلتنگی هام ... از رفتنت... 

 

 از نبودنت و در آخر اینكه..... 

 

 هنوزم دوست دارم ای عشق دیرینه من

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/27ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط عاشق  | 

اای عشق  در زندگی مشو مدیون احساس کسی تا نباشد رایگان عمرت گروگان کسی






عشق

تو که آهسته میخوانی قنوت گریه هایت را
میان ربنای سبز دستانت دعایم کن
SMS ASHEGHANE , PAYAMAK ASHEGHANE , SMS ZIBA , SMS JADID , S.M.S ROOZ , SMS IRANI , SMS MAJANI , SMS RAYGAN , SMS FARSI , SMS ESHGH , SMS LOVE , SMS TABRIK , SMS TAVALOD , SMS 2008 , SMS 1387
عشق را از ماهی بیاموز که چه بی پایان

آب را پر از بوسه های بی پاسخ می کند.
SMS ASHEGHANE , PAYAMAK ASHEGHANE , SMS ZIBA , SMS JADID , S.M.S ROOZ , SMS IRANI , SMS MAJANI , SMS RAYGAN , SMS FARSI , SMS ESHGH , SMS LOVE , SMS TABRIK , SMS TAVALOD , SMS 2008 , SMS 1387
اگر مثل خون توی رگ هام بودی

برای دیدنت روزی هزار بار شاه رگم رو میزدم
SMS ASHEGHANE , PAYAMAK ASHEGHANE , SMS ZIBA , SMS JADID , S.M.S ROOZ , SMS IRANI , SMS MAJANI , SMS RAYGAN , SMS FARSI , SMS ESHGH , SMS LOVE , SMS TABRIK , SMS TAVALOD , SMS 2008 , SMS 1387
تاریکی رو دوست دارم اگه تو کنارم باشی

تنهایی رو دوست دارم اگه تو کنارم باشی

مرگ رو دوست دارم اگه به یادم باشی

تو رو دوست دارم حتی اگه به یادم نباشی
SMS ASHEGHANE , PAYAMAK ASHEGHANE , SMS ZIBA , SMS JADID , S.M.S ROOZ , SMS IRANI , SMS MAJANI , SMS RAYGAN , SMS FARSI , SMS ESHGH , SMS LOVE , SMS TABRIK , SMS TAVALOD , SMS 2008 , SMS 1387
میدونی اس ام اس خالی یعنی چی؟

یعنی به یادتم ولی حرفی واسه گفتن ندارم!
SMS ASHEGHANE , PAYAMAK ASHEGHANE , SMS ZIBA , SMS JADID , S.M.S ROOZ , SMS IRANI , SMS MAJANI , SMS RAYGAN , SMS FARSI , SMS ESHGH , SMS LOVE , SMS TABRIK , SMS TAVALOD , SMS 2008 , SMS 1387
در مکتب ما رسم فراموشی نیست

در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست

مهر تو اگر به هستی ما افتاد

هرگز به سرم خیال خاموشی نیست
SMS ASHEGHANE , PAYAMAK ASHEGHANE , SMS ZIBA , SMS JADID , S.M.S ROOZ , SMS IRANI , SMS MAJANI , SMS RAYGAN , SMS FARSI , SMS ESHGH , SMS LOVE , SMS TABRIK , SMS TAVALOD , SMS 2008 , SMS 1387
سه نفر تو قلب من جا دارن:

1-خدا 2-مادرم 3-پدرم

آخی تو نیستی؟........
.
.
.

.

.

.

.
تو ضربان قلب منی!!!
SMS ASHEGHANE , PAYAMAK ASHEGHANE , SMS ZIBA , SMS JADID , S.M.S ROOZ , SMS IRANI , SMS MAJANI , SMS RAYGAN , SMS FARSI , SMS ESHGH , SMS LOVE , SMS TABRIK , SMS TAVALOD , SMS 2008 , SMS 1387
اگه یه روزی فرشته ها بخوان تو رو زودتر ببرن

بهشون میگم که از قدیم ؛

ماهی رو با تنگش میبرن!
SMS ASHEGHANE , PAYAMAK ASHEGHANE , SMS ZIBA , SMS JADID , S.M.S ROOZ , SMS IRANI , SMS MAJANI , SMS RAYGAN , SMS FARSI , SMS ESHGH , SMS LOVE , SMS TABRIK , SMS TAVALOD , SMS 2008 , SMS 1387
سلام ؛ من پستچی هستم

با پست سفارشی واستون یه بوس فرستادن

اگه ممکنه لپ تون رو جلو بیارین تحویل بگیرین

--

اس ام اس عید ، اس ام اس نوروز 87 ، اس ام اس نوروز 1387 ، اس ام اس بهاری ، اس ام اس فصل بهار ، اس ام اس عید نوروز ، اس ام اس تبریک عید ، اس ام اس عید نوروز سال 1386 ، sms eyd , sms norooz , sms noroz , sms sal 1387 , sms 1387 , sms tabrik eyd , sms noruz 87 , sns noruz 1387 , sms eyd noruz , sms eyd noroz , sms eyd norooz 87 , sal 1387 , اس ام اس بهاری ، اس ام اس جدید عید نوروز ، اس ام اس نوروز

 

--

 

 

هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود، در دیگری باز میشود ولی ما اغلب چنان به در بسته چشم میدوزیم  که درهای باز را نمیبینیم!

اس ام اس عرفانی. اس ام اس عارفانه. مسیج عازقانه. اس ام اس فلسفی. اس ام اس پر معنا. اس ام اس با معنا. اس ام اس های زیبا. جملات زیبا. جمله ی با معنا از بزرگان. اس ام اس . اس ام اس عارفانه ی اسفند 86

ازم پرسيد: دوستم دارى؟ گفتم آره...گفت چقدر؟ گفتم از اينجا تا خدا...اشک تو چشاش جمع شد و گفت: مگه الان نگفتى که خدا از همه چيز به ما نزديک تره .

اس ام اس عرفانی. اس ام اس عارفانه. مسیج عازقانه. اس ام اس فلسفی. اس ام اس پر معنا. اس ام اس با معنا. اس ام اس های زیبا. جملات زیبا. جمله ی با معنا از بزرگان. اس ام اس . اس ام اس عارفانه ی اسفند 86

یه دوست خوب میگفت: آدما مثل کتابن تا وقتی تموم نشدن جذابن.پس سعی کن خودتو جلوی دیگران ورق نزنی تا زود تموم نشی.چون وقتی تموم بشی میرن سراغ یکی دیگه...!!

اس ام اس عرفانی. اس ام اس عارفانه. مسیج عازقانه. اس ام اس فلسفی. اس ام اس پر معنا. اس ام اس با معنا. اس ام اس های زیبا. جملات زیبا. جمله ی با معنا از بزرگان. اس ام اس . اس ام اس عارفانه ی اسفند 86

تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم میشد ... ..... ناپلئون

اس ام اس عرفانی. اس ام اس عارفانه. مسیج عازقانه. اس ام اس فلسفی. اس ام اس پر معنا. اس ام اس با معنا. اس ام اس های زیبا. جملات زیبا. جمله ی با معنا از بزرگان. اس ام اس . اس ام اس عارفانه ی اسفند 86

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند که خیال می‌کند دیگران را فریب داده است

اس ام اس عرفانی. اس ام اس عارفانه. مسیج عازقانه. اس ام اس فلسفی. اس ام اس پر معنا. اس ام اس با معنا. اس ام اس های زیبا. جملات زیبا. جمله ی با معنا از بزرگان. اس ام اس . اس ام اس عارفانه ی اسفند 86

درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت کنید، نه بر اساس برگهایش

اس ام اس عرفانی. اس ام اس عارفانه. مسیج عازقانه. اس ام اس فلسفی. اس ام اس پر معنا. اس ام اس با معنا. اس ام اس های زیبا. جملات زیبا. جمله ی با معنا از بزرگان. اس ام اس . اس ام اس عارفانه ی اسفند 86

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد

اس ام اس عرفانی. اس ام اس عارفانه. مسیج عازقانه. اس ام اس فلسفی. اس ام اس پر معنا. اس ام اس با معنا. اس ام اس های زیبا. جملات زیبا. جمله ی با معنا از بزرگان. اس ام اس . اس ام اس عارفانه ی اسفند 86

آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید

اس ام اس عرفانی. اس ام اس عارفانه. مسیج عازقانه. اس ام اس فلسفی. اس ام اس پر معنا. اس ام اس با معنا. اس ام اس های زیبا. جملات زیبا. جمله ی با معنا از بزرگان. اس ام اس . اس ام اس عارفانه ی اسفند 86

هتر است دوباره سئوال کنی، تا اینکه یکبار راه را اشتباه بروی

اس ام اس عرفانی. اس ام اس عارفانه. مسیج عازقانه. اس ام اس فلسفی. اس ام اس پر معنا. اس ام اس با معنا. اس ام اس های زیبا. جملات زیبا. جمله ی با معنا از بزرگان. اس ام اس . اس ام اس عارفانه ی اسفند 86

کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند

اس ام اس عرفانی. اس ام اس عارفانه. مسیج عازقانه. اس ام اس فلسفی. اس ام اس پر معنا. اس ام اس با معنا. اس ام اس های زیبا. جملات زیبا. جمله ی با معنا از بزرگان. اس ام اس . اس ام اس عارفانه ی اسفند 86

اگر هرروز راهت را عوض کنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید

اس ام اس عرفانی. اس ام اس عارفانه. مسیج عازقانه. اس ام اس فلسفی. اس ام اس پر معنا. اس ام اس با معنا. اس ام اس های زیبا. جملات زیبا. جمله ی با معنا از بزرگان. اس ام اس . اس ام اس عارفانه ی اسفند 86

در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/27ساعت 0:58 قبل از ظهر  توسط عاشق  | 


سلام :اولین سلام رو میکنم به خالق همه ی زیبایهای دنیا خالق عشق که زیبا تر از هر چیزیست.


دومین سلام رو به تمام عاشقهای حقیقی  دنیا میکنم امیدوارم هر کجا که هستید حالتون حوب باشه...

درد دل یک عاشق

دوستان خوبم من حدود 1 ساله سخت عاشقم شاید باورتون نشه خیلی سخت و اگه میدونستم عاشقی اینقدر سخت و عذاب اوره سعی میکردم ازش دوری کنم خدا میدونه شب و روز تو فکرم شب و روز غم ندیدن عشقم غم دلتنگیهام رو میخورم اولایی که ناخاسته درگیر عاشقیم و عشقم شدم نمیدونستم از کجا و چطوری شروع کنم .نمیتونستم بهش بگم تو خودم مونده بودم عذاب میکشیدم درد خودم رو داشتم هر وقت خونمون میومد بی اختیار دلم میخواست مثل پروانه به دور شمعم بچرخم بهش محبت کنم توجه کنم و میکردم همینطور روزها گذشت شدت علاقه من زیاد و زیادتر شد به جایی رسید که بی اختیار گریه میکردم سعی میکردم تو جمع وقتی حالم خوب نبود ظاهر نشم که ضایع بشم هینطور ادامه پیدا کرد و من...تا اینکه یک موضوع پیش اومد و جرات پیدا کردم و بهش گفتم البته اینم بگم که عشقم خودش متوجه این قضیه شده بود اما با صبر و شکیبایی این مساله رو یک جورایی پوشش میداد و به روی خودش نمی اورد و اما اون موضوع که گفتم  بهتون و جرات پیدا کردم اونم با اس ام اس بهش بگم جوری پیش اومد برام که اون شب فهمیدم دوستم داره بهم توجه داره چون با پیش اومدن اون مساله اینقدر ناراحت شدم که به کوه زدم اونم شب عشقم وقتی فهمید پیگیر مساله شد به من چند بار زنگ زد اس ام اس داد اما من نمیتونستم باهاش حرف بزنم فردای اون روز به من زنگ زد با هم حرف زدیم و دلایل منطقی واسم اورد قبول کردم که یک سو تفاهم بیش نبود اما جرقه ی قشنگی بود که حرفام رو تا الان بهش بزنم .دست خودم نیست اما من تا به حال جلوی هیچ دختری یا زنی کم نیاوردم اخه خیلی غرورم زیاده اما جلوی عشقم غرورم شکست.خورد شدم.کم اوردم.اعتراف میکنم اینهارو بچه ها باورتون بشه میمیرم براش و بد جور میخوامش این وبلاگ رو هم به عنوان دفترچه ی یادداشت و خاطرات بعد از مرگم واسه عشقم درست کردم.و به عنوان یک سند تجربی یک عاشق سینه چاک به شما بگذریم دوستان خوبم اینقدر دوستش دارم که حتی دلم نمیاد بهش با نظر نیگاه کنم و اینقدر برام عزیزه که همش تو خیالم دارم نوازشش میکنم اینقدر موقع خوابم دست تو موهاش میکشم و صورت مثل نقاشیش رو ناز میکنم و به ابروهاش ور میرم که خودم خواب میرم که کاش ناز کردن موهاش و صورت قشنگ و معصومش واقعی برام عادی میشد وای تنها ارزومه که یک روزی بتونم هر وقت بخوام نازش کنم برام ناز کردنش ارام بخش و مهمه چون با تمام احساسی که دارم بزرگترین موجود دنیارو ناز و نوازش میکنم.شاید در ظاهر هر کی که ببینه عشق من رو در برخوردهای اولیه یا بعد گذشت سالها و مدت دراز بشناسش اما اینطور نیست و قسم میخورم چیزهایی در این دختر وجود داره که همه ی عمرم در هیچ زنی ندیدم عزیزان من.او یک دختر با وقار شایسته هم از نظر خصوصیات ظاهری و هم باطنیست وجودی داره که هیچ کس نخواهد شناختش و تا عبد در وجود من برام باقی میماند و اسمش را رو قلبم با خودم میبرم بارها از خدا پیش مرگیش رو خواستم گفتم بقیه عمرم رو بذار روی عمر عشقم بارها از خدا خواستم درد هایی که سراغش میاد رو بده به جون من.اما  دوستان نمیدونم ایا اونم عاشق من هست یا نه اون همه ی احساسم رو نسبت به خودش میدونه اما میدونم و یقین دارم خیلی دوستم داره و از خدا میخوام حداقل نصف عشقی که من نصبت بهش دارم رو تو وجودش قرار بده اخه پیش خدایی که همچین مردی مثل من رو اینجور دیوانه وار عاشق کرده کاری نداره امید دارم و امیدوارم...

+







+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/27ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط عاشق  | 





 نامه عاشقانه
لحظه نبودن نيستن ها ، اگر منت مى نهى بر کلام من ، با حترام سلامت مى گويم

 و هزار گلپونه بوسه به چشمانت هديه مى دهم. قابل ناز چشمانت را ندارد.

ديرروز يادگارى هايت همدم من شدند و به حرفهاى نگفته من گوش دادند.

 و برايم دلسوزى کردند. البته به روش خودشان که همان سکوت تکرارى بود و

يادآورى خاطرات با تو بودن.

دست نوشته ات را مى بوسيدم و گريه مى کردم. زيبا ، به بزرگى مهربانى ات ببخش

 که اشکهايم دست خطت را بوسيدند. باز هم ستاره به ستاره جستجويت کردم.

ولى نيافتمت.

از کهکشان دلسپردگى من خسته شدى که تاب ماندن نياوردى و بى خبر رفتى ؟

مهتاب کهکشان نيافتنى من ، آنقدر بى تاب ديدنت شده ام که دلتنگى ام را به قاصدک سپردم

 و به هزار شعر و ترانه رقصان به سوى تو فرستادم.

روزها و شبها به دنبالت آمدند و تو را نديدند. قاصدک هم برنگشت.

 شايد او هم شيفته نگاه مهربانت شد. باشد،

اشکالى ندارد. تو عزيزى ، اگه يه قاصدک هم از من قبول کنى ، خودش دنيايى است.

کاش ياسهايى که برايت پرپر شدند و به سويت آمدند، دوست داشتنم را برايت آواز

کنند.کاش باران بعد از ظهرهايت، تو را به ياد اشکهاى من بيندازد.

نازنين ، هر پرنده سفر کرده اى از تو مى خواند و هر غنچه اى که مى شکفد،

 نام تو را بر زبان مى آورد. نيم نگاهى به روزهاى تنهايى ام کن و

 لحظه هاى زرد و بى صداى مرا تو آبى و ترانه باران کن.

بگذار باز هم قاصدک ترانه هاى من در هواى دلتنگى تو پرواز کند.

 همين حوالى بى قرارى ها باز هم گلهاى بى تابى شکفته.

 زيبا ، امشب ، شام غريبان عاشقانه من و تو است. به

يادت مثل شمع مى سوزم و ذره ذره وجودم آب مى شود.

تو هم به ياد بى تابى هايم شمعى روشن کن و بگذار مثل من بسوزد.

مهربانى باران ، يادم کن در هر شبى که بى ستاره شد.
 












+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/27ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط عاشق  | 

حرف دل عاشق و بی قرار من







می نویسم از قلب مهربانت از ان احساس پاکت 

می نویسم از چشمان زیبایت ازنگاه پر از عشقت 

با صداقت می نویسم 

نخستین عشقم تویی 

و با یکدلی می نویسم که با تو 

تا اخرین لحظه خواهم ماند 

با چشمان خیس می نویسم 

که خیلی مهرت در دلم نشسته و با بغض می نویسم 

می نویسم از ان حرفهای شیرینت 

و ان لحظه ی رویایی که من و تو در ان اشنا شدیم 

و شیفته ی قلب های سرخ هم شدیم 

ان چه که می نویسم حرف دل است و بس 

حرف دل عاشق و بی قرار من 

می نویسم و فریاد می زنم 

دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/27ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط عاشق  | 


گریه کردن تا سحر کار من است. شاهد من چشم بیمار من است . فکر کردم که او یار من است. نه! فقط در فکر آزار من است. نیتش از عشق تنها خواهش است ”دوستت دارم“ دروغی فاحش است. یک شب آمد زیر و رویم کرد و رفت. بغض تلخی در گلویم کرد و رفت. پایبند جستجویم کرد و رفت. عاقبت بی آبرویم کرد و رفت. این دل دیوانه آخر جای کیست








+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/27ساعت 0:31 قبل از ظهر  توسط عاشق  | 


از هیاهوی واژه ها خسته ام

                                من سکوتم را

                                               از اوراق سپید آموخته ام.

آیا سکوت

          روشن ترین، واژه ها نیست؟

                               همیشه در خلوت

                                                مرگ را مجسم دیده ام.

آیا مرگ

         خونسردترین، واژه ها نیست؟

                              تا چشم گشودم

                                               از چشم زندگی افتادم.

شبی ـ شاید امشب ـ

        زیر، نور، یک واژه خواهم نشست

                             نام، خونسرد، معشوقه ام را

                                               بر حواس، پنجگانه ام خال خواهم کوفت.

و هم زمان

        پایین، آخرین، برگ خاطراتم

                             خواهم نوشت :

                                                               پایان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط عاشق  | 


با من بمان





 تو مرا میفهمی

                   من تورا می خواهم

                                   و همین ساده ترین قصه ی انسان است.

                    تو مرا می خوانی

 من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم.

                   و تو هم می دانی

                                  تا ابد در دل من می مانی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط عاشق  | 

هنوز سفره دلم را برايت باز نکرده بودم

که رفتي

بي سرو صدا و بي خبر

و بعد هرچه پروانه به دنبالت روانه کردم

حتي پشت سرت را هم نگاه نکردي

و حالا هر وقت نسيم

موهاي مارا بهم مي ريزد

مي دانيم که حالت خوب است

تازه ترين تصويرم را برايت فرستادم

تا تو بداني هنوز هم

در هواي تو نفس مي کشم

و هنوز نمي دانم با تصويرم چه کردي

اي کاش هنوز هم

وقتی به ياد هم مي افتاديم

مي توانستيم لبخند بزنيم

وحالا روياي باتو بودن

تمام زندگيم را چنگ مي زند

و تصوير چشمان تو

در تمام زندگيم موج مي زند

نازنينم بخند تا تمام زندگيم بلرزد

و حالا در آخرين دم روزهاي هفته

کار من دعا کردن به جان تمام نفس هائيست که باقي مانده

چقدر در آرزوي بودن با تو نفس بکشم

تو راضي مي شوي برگردي ؟

تا کجاي دنيا را به دنبالت با پاهاي پياده بروم

خوشحال مي شوي ؟

تو بگو چقدر ديگر دعا بخوانم

صدايم به آسمان خواهد رسيد؟

مي خواهم بروم و دعا بخوانم

پيش از آنکه بنفشه اي بکارم برگرد

نو

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط عاشق  | 





عشق مانند یک ساعت شنی است که هرچه در مغز است به درون قلب می ریزد








+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/25ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط عاشق  | 


سلام :اولین سلام رو میکنم به خالق همه ی زیبایهای دنیا خالق عشق که زیبا تر از هر چیزیست.


دومین سلام رو به تمام عاشقهای حقیقی  دنیا میکنم امیدوارم هر کجا که هستید حالتون حوب باشه...

درد دل یک عاشق

دوستان خوبم من حدود 1 ساله سخت عاشقم شاید باورتون نشه خیلی سخت و اگه میدونستم عاشقی اینقدر سخت و عذاب اوره سعی میکردم ازش دوری کنم خدا میدونه شب و روز تو فکرم شب و روز غم ندیدن عشقم غم دلتنگیهام رو میخورم اولایی که ناخاسته درگیر عاشقیم و عشقم شدم نمیدونستم از کجا و چطوری شروع کنم .نمیتونستم بهش بگم تو خودم مونده بودم عذاب میکشیدم درد خودم رو داشتم هر وقت خونمون میومد بی اختیار دلم میخواست مثل پروانه به دور شمعم بچرخم بهش محبت کنم توجه کنم و میکردم همینطور روزها گذشت شدت علاقه من زیاد و زیادتر شد به جایی رسید که بی اختیار گریه میکردم سعی میکردم تو جمع وقتی حالم خوب نبود ظاهر نشم که ضایع بشم هینطور ادامه پیدا کرد و من...تا اینکه یک موضوع پیش اومد و جرات پیدا کردم و بهش گفتم البته اینم بگم که عشقم خودش متوجه این قضیه شده بود اما با صبر و شکیبایی این مساله رو یک جورایی پوشش میداد و به روی خودش نمی اورد و اما اون موضوع که گفتم  بهتون و جرات پیدا کردم اونم با اس ام اس بهش بگم جوری پیش اومد برام که اون شب فهمیدم دوستم داره بهم توجه داره چون با پیش اومدن اون مساله اینقدر ناراحت شدم که به کوه زدم اونم شب عشقم وقتی فهمید پیگیر مساله شد به من چند بار زنگ زد اس ام اس داد اما من نمیتونستم باهاش حرف بزنم فردای اون روز به من زنگ زد با هم حرف زدیم و دلایل منطقی واسم اورد قبول کردم که یک سو تفاهم بیش نبود اما جرقه ی قشنگی بود که حرفام رو تا الان بهش بزنم .دست خودم نیست اما من تا به حال جلوی هیچ دختری یا زنی کم نیاوردم اخه خیلی غرورم زیاده اما جلوی عشقم غرورم شکست.خورد شدم.کم اوردم.اعتراف میکنم اینهارو بچه ها باورتون بشه میمیرم براش و بد جور میخوامش این وبلاگ رو هم به عنوان دفترچه ی یادداشت و خاطرات بعد از مرگم واسه عشقم درست کردم.و به عنوان یک سند تجربی یک عاشق سینه چاک به شما بگذریم دوستان خوبم اینقدر دوستش دارم که حتی دلم نمیاد بهش با نظر نیگاه کنم و اینقدر برام عزیزه که همش تو خیالم دارم نوازشش میکنم اینقدر موقع خوابم دست تو موهاش میکشم و صورت مثل نقاشیش رو ناز میکنم و به ابروهاش ور میرم که خودم خواب میرم که کاش ناز کردن موهاش و صورت قشنگ و معصومش واقعی برام عادی میشد وای تنها ارزومه که یک روزی بتونم هر وقت بخوام نازش کنم برام ناز کردنش ارام بخش و مهمه چون با تمام احساسی که دارم بزرگترین موجود دنیارو ناز و نوازش میکنم.شاید در ظاهر هر کی که ببینه عشق من رو در برخوردهای اولیه یا بعد گذشت سالها و مدت دراز بشناسش اما اینطور نیست و قسم میخورم چیزهایی در این دختر وجود داره که همه ی عمرم در هیچ زنی ندیدم عزیزان من.او یک دختر با وقار شایسته هم از نظر خصوصیات ظاهری و هم باطنیست وجودی داره که هیچ کس نخواهد شناختش و تا عبد در وجود من برام باقی میماند و اسمش را رو قلبم با خودم میبرم بارها از خدا پیش مرگیش رو خواستم گفتم بقیه عمرم رو بذار روی عمر عشقم بارها از خدا خواستم درد هایی که سراغش میاد رو بده به جون من.اما  دوستان نمیدونم ایا اونم عاشق من هست یا نه اون همه ی احساسم رو نسبت به خودش میدونه اما میدونم و یقین دارم خیلی دوستم داره و از خدا میخوام حداقل نصف عشقی که من نصبت بهش دارم رو تو وجودش قرار بده اخه پیش خدایی که همچین مردی مثل من رو اینجور دیوانه وار عاشق کرده کاری نداره امید دارم و امیدوارم...

+نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/22ساعت11:38 بعد از ظهرتوسط عاشق | | 2 نظر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/25ساعت 1:34 قبل از ظهر  توسط عاشق  | 


+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/25ساعت 1:31 قبل از ظهر  توسط عاشق  | 

 
در محضر عشق


در محضر عشق

در محضر عشق و عاشق دل شکسته

<-PostContent->
::ادامه مطلب::
نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime-> توسط <-PostAuthor->| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست

 فال حافظ - قالب وبلاگ